مانیا و هیپومانیا از جمله حالتهای خلقی هستند که با افزایش قابلتوجه انرژی، فعالیت و احساس سرخوشی شناخته میشوند و معمولاً در چارچوب اختلالات خلقی، بهویژه اختلال دوقطبی، مورد بررسی قرار میگیرند. هرچند این دو در ظاهر شباهتهای زیادی دارند، اما تفاوت آنها در شدت علائم، میزان اختلال در عملکرد فرد و پیامدهای درمانی میتواند تعیینکننده باشد.
در این مقاله از مجله رفتار تلاش کردهایم با نگاهی دقیق و علمی، مرز میان مانیا و هیپومانیا را روشن کنیم؛ مرزی که نادیده گرفتن آن میتواند به تشخیص نادرست و انتخاب مسیر درمانی نامناسب منجر شود. شناخت این تفاوتها، دید عمیقتری نسبت به علائم، روند بیماری و تصمیمهای درمانی ایجاد میکند و مسیر ادامه این مطلب را معنادارتر میسازد.
همچنین، برای آشنایی بیشتر و شرکت در دورههای مرتبط با روانشناسی و افزایش دانش در این حوزه، پیشنهاد میکنیم صفحه آموزش روانشناسی را بررسی کنید.
مانیا و هیپومانیا چیست؟
سارا برای اولین بار زمانی متوجه تغییرات خلقی خود شد که در یک بازه چند روزه، با وجود خواب بسیار کم، احساس خستگی نداشت و پروژههای کاری متعددی را همزمان شروع کرد. اطرافیانش این تغییر را مثبت میدیدند، اما شدت و تداوم این حالت، سوالبرانگیز بود.
این تجربهها نمونهای از حالاتی هستند که در چارچوب مانیا و هیپومانیا بررسی میشوند؛ دو وضعیت خلقی مشابه که تفاوت آنها در شدت، مدت و پیامدهای رفتاری، نقش مهمی در تشخیص و درمان دارد.
هیپومانیا چیست؟
هیپومانیا بهعنوان یکی از حالات خلقی در طیف اختلالات دوقطبی شناخته میشود که با افزایش غیرعادی اما نسبتاً خفیف انرژی، فعالیت ذهنی و اعتمادبهنفس همراه است. این وضعیت معمولاً حداقل ۴ روز متوالی ادامه دارد و برخلاف مانیا، شدت علائم به اندازهای نیست که باعث اختلال جدی در عملکرد شغلی، اجتماعی یا نیاز به بستری شدن شود.
در دوره هیپومانیا ممکن است کاهش نیاز به خواب، افزایش سرعت گفتار، شتاب افکار و بالا رفتن سطح فعالیت مشاهده شود، اما فرد اغلب همچنان قادر است مسئولیتهای روزمره خود را مدیریت کند.
برای درک بهتر این حالت، میتوان به نمونهای مانند سارا اشاره کرد. سارا در بازهای حدود ۴ تا ۵ روز، افزایش چشمگیری در تمرکز و بهرهوری خود تجربه کرد؛ خواب کمتری داشت، سریعتر صحبت میکرد و ایدههای جدیدی برای کارش داشت، اما عملکرد شغلی و روابط اجتماعیاش دچار اختلال قابلتوجهی نشد.
این الگوی تجربهشده، نمونهای از هیپومانیا است که به دلیل ظاهر نسبتاً مثبت آن، در برخی موارد بهاشتباه بهعنوان «عملکرد بهتر» تلقی میشود، در حالیکه از نظر بالینی نیازمند توجه و پایش دقیق است.
مانیا چگونه متفاوت است؟


چند ماه بعد، سارا دورهای را تجربه کرد که بیش از یک هفته طول کشید. در این مدت، تصمیمهای ناگهانی مالی گرفت، پروژههای غیرواقعبینانهای شروع کرد و اطرافیانش متوجه رفتارهای تکانشی و غیرعادی او شدند. این بار، شدت علائم بهگونهای بود که زندگی شغلی و روابطش را تحت تاثیر قرار داد.
این تفاوت در شدت و پیامدها همان مرزی است که مانیا را از هیپومانیا جدا میکند.
طبق گفته انجمن روانپزشکی آمریکا، شیدایی حداقل یک هفته به طول میانجامد و معمولاً نشانهی اختلال دوقطبی نوع I میباشد. هیپومانیا برای مدت کوتاهتری معمولا ۴ روز متوالی ادامه مییابد و میتواند در اختلال دوقطبی نوع I یا دو قطبی نوع II رخ دهد.
هم شیدایی و هم هیپومانیا دورههایی از «سرخوش بودن» شدید هستند که در طی آن احساس میکنید پر از انرژی هستید. ممکن است سریعتر از حد معمول صحبت کنید، فعالیتهای زیادی را سازماندهی کنید و نیاز کمتری به خواب داشته باشید. خانواده و دوستان شما ممکن است متوجه این تغییرات شوند حتی اگر شما کاملاً از وجود این علائم آگاه نباشید.
شیدایی و هیپومانیا اغلب با اختلال دوقطبی همراه هستند. علل اختلال دوقطبی مشخص نیست، اما این بیماری میتواند در خانواده ایجاد شود یا ممکن است ناشی از یک رویداد آسیبزا در زندگی باشد.
اختلال دوقطبی حدود ۲.۸٪ از جمعیت را تحت تأثیر قرار میدهد و در مردان و زنان به طور مساوی تشخیص داده میشود. اکثر افراد در سنین ۱۸ تا ۲۹ سالگی این تشخیص را دریافت میکنند، و علائم میتوانند در سالهای نوجوانی یا بهندرت در دوران کودکی ظاهر شوند.
شیدایی و هیپومانیا همچنین میتواند با روان پریشی پس از زایمان، اختلال اسکیزوافکتیو یا اختلال عاطفی فصلی رخ دهد.
بر اساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، سه مورد از تغییرات رفتاری زیر یک دوره شیدایی یا هیپومانیک را تعریف میکند:
- داشتن احساس بزرگواری یا افزایش عزتنفس
- احساس استراحت پس از کم خوابی، مثلا نیاز به تنها ۳ ساعت خواب
- تند یا بلند صحبت کردن یا احساس فشار برای ادامه صحبت کردن
- داشتن افکار مسابقهای و پرواز ایدهها
- احساس حواسپرتی بهراحتی
- انجام بسیاری از فعالیتها به طور همزمان، مانند سازماندهی رویدادهای اجتماعی، انجام وظایف کاری، یا انجام حرکات به ظاهر بیهدف
- انجام فعالیتهای بالقوه مضر، مانند استفاده از الکل یا مواد مخدر، خرج کردن بیش از حد، داشتن رابطه جنسی پرخطر یا رانندگی خطرناک


محرکهای شیدایی و هیپومانیا احتمالاً یکسان هستند و ممکن است شامل موارد زیر باشند:
- دورههای استرس
- کمبود خواب یا تغییر در الگوهای خواب
- استفاده از مواد مخدر یا الکل
- تغییرات فصلی
- تغییرات مهم زندگی
- ضربه روحی یا سوءاستفاده
در حالی که این حالتها احساس خوبی دارند، و ممکن است آنها را با بهرهوری مرتبط کنید، بسیاری از مردم با عواقب ناشی از فعالیت بیش از حد خود پس از آن دست و پنجه نرم میکنند، مانند اینکه سرمایهگذاریهای مخاطرهآمیزی انجام داده باشند یا پروژههای زیادی انجام داده باشند. اگر مدت کوتاهی پس از آن دورهای از افسردگی رخ دهد، که در اختلال دوقطبی رایج است، مقابله با این امر بویژه دشوار است.
تفاوتهای مانیا و هیپومانیا
تفاوت اصلی بین مانیا و هیپومانیا این است که دورههای مانیا شدیدتر بوده و تأثیر بیشتری بر جنبههای مختلف زندگی شما از جمله اجتماعی، کاری و شخصی دارد. اپیزودهای هیپومانیک نیز چالش برانگیز هستند، اما طبق تعریف، به مشکلات عمدهای در عملکرد روزانه شما منجر نمیشوند.
- با اینکه دورههای شیدایی میتواند منجر به اختلال شدید در زندگی اجتماعی، کاری یا شخصی شما شوند، اما اپیزودهای هیپومانیک، طبق تعریف، منجر به مشکلات عمدهای در عملکرد روزانه شما نمیشود.
- مانیا، و نه هیپومانیا، ممکن است شامل توهم یا هذیان باشد.
- مانیا (شیدایی)، و نه هیپومانیا، معمولاً منجر به مراجعه به بیمارستان میشود.
- در حالی که شیدایی در اختلال دوقطبی I رخ میدهد، هیپومانیا میتواند در اختلال دوقطبیI، اختلال دوقطبیII یا اختلال سیکلوتایمیک رخ دهد. این امکان برای پزشک وجود دارد که پس از تجربه یک دوره شیدایی، اختلال دوقطبی I را تشخیص دهد.
- حتی اگر دورههای هیپومانیک شدت کمتری داشته باشد، همچنان می تواند باعث ناراحتی قابلتوجهی شود و تشخیص آنها دشوارتر است.
تعیین اینکه آیا شما شیدایی یا هیپومانیا را تجربه میکنید، یک قدم به سمت یافتن موثرترین درمان و راههای مدیریت این حالات است.
شباهتهای مانیا و هیپومانیا
پزشک ممکن است پس از رد علت پزشکی دیگر، مانند پرکاری تیروئید یا عوارض جانبی داروها یا داروهای جدید، دورههای شیدایی و هیپومانیک را تشخیص دهد.
مدیریت درمانها و راههای مدیریت شیدایی و هیپومانیا مشابه هستند. آنها معمولاً شامل دارو و درمان به عنوان درمان اختلال دوقطبی هستند. مانیا (شیدایی) ممکن است به سطح بالاتری از درمان نیاز داشته باشد، مانند مراجعه به بیمارستان در صورت وجود خطر آسیب رساندن به خود یا دیگران.
خبر خوب این است که راههای موثری برای مدیریت دورههای شیدایی و هیپومانیک از طریق درمان و استراتژیهای مقابلهای وجود دارد.
اپیزودهای شیدایی و هیپومانیا برای هر فرد متفاوت است، بنابراین برنامه درمانی و استراتژی مدیریتی نیز منحصر به فرد خواهد بود.
هنگامی که احساس میکنید علائم اولیه شروع شدهاند، راههایی برای جلوگیری از بدتر شدن آنها وجود دارد. بنیاد بین المللی اختلالات دوقطبی موارد زیر را توصیه میکند:
- به یاد داشته باشید که داشتن دوقطبی تقصیر شما نیست. شما به هیچوجه در زندگی شکست نخوردهاید.
- به علائم هشداردهنده توجه کنید که یک چالش خلقی در راه است. تشخیص زودهنگام علائم میتواند به شما در جلوگیری از تشدید یک دوره کمک کند.
- از مصرف مواد مخدر و الکل خودداری کنید.
- از شبکههای پشتیبانی، از جمله متخصصان مراقبتهای بهداشتی، خانواده و دوستان استفاده کنید.
- سعی کنید به اندازه کافی بخوابید و الگوهای خواب خود را حفظ کنید.
- از تکنیکهای مدیریت استرس مانند درمان یا ورزش استفاده کنید.
- به مصرف داروهای خود ادامه دهید، حتی اگر در طول دوره شیدایی احساس خوبی دارید.
- برای مدیریت طولانیمدت، تحقیقات نشان میدهد که دارو همراه با رواندرمانی (معروف به گفتاردرمانی) منجر به درمان موفقتری نسبت به داشتن یک نوع خاص از درمان میشود.
- داروهای تجویز شده اغلب شامل تثبیت کنندههای خلقوخو، داروهای ضدافسردگی و ضدروانپریشی غیرمعمول هستند. اینها برای کاهش تغییرات شدید خلقوخو تجویز میشوند.
برخی از گزینههای درمانی برای کمک به احساسات یا افکار دشوار عبارتند از:
- درمان شناختیرفتاری (CBT)
- خانوادهدرمانی متمرکز
- ریتمدرمانی بینفردی و اجتماعی (IPSRT)
مراحل بعدی برای مدیریت سلامت روان
اگر دورههای شیدایی و هیپومانیا دارید، کارهای دیگری وجود دارد که میتوانید انجام دهید تا احساس قدرت کنید و سلامت روان خود را کنترل کنید.
تحقیقات نشان داده است که بدون پذیرش فعال و صادقانه کمک، درمان طولانی مدت کمتر موثر خواهد بود. یادگیری بیشتر در مورد اختلالات دوقطبی و اپیزودهای خلقی از طریق پادکستها و کتابها میتواند شما را با دانش و درک بیشتر از کمکهای موجود تجهیز کند.
جستوجوی الگوها و محرکهایی که باعث شروع دورههای مانیا یا هیپومانیا میشوند میتواند به شما کمک کند آنها را قبل از وخیمتر شدن شرایط متوجه شوید. محرکها ممکن است شامل برخی از تعاملات اجتماعی یا نخوابیدن خوب در شب باشد. شناسایی این موارد میتواند به شما کمک کند تا یک برنامه سبک زندگی و تندرستی را ایجاد کنید که برای شما مفید باشد.


اینجا کلینیک رفتار است؛ تخصصی ترین مرکز درمان مشکلات سلامت روان، با روش REBT. REBT شکل اصلاح شدهای از درمان شناختی رفتاری است، روان درمانی که برای کمک به اختلالات شخصیت از طریق کمک به افراد برای مقابله با طیف وسیعی از مشکلات سلامت روان، از جمله افسردگی، افکار خودکشی و رفتار غیرمنطقی استفاده میشود. با این حال، REBT با CBT متفاوت است، زیرا REBT بیماران را تشویق میکند تا یاد بگیرند که افکار، احساسات و رفتارهای استرس زا را به جای رد آنها بپذیرند.
تجربه افراد مبتلا به اختلال دوقطبی یا مانیا
شنیدن روایتهای واقعی از کسانی که این مسیر را طی کردهاند، نه تنها به درک بهتر علائم و چالشها کمک میکند، بلکه امید و راهنماییهایی ارزشمند برای کسانی است که با این اختلال دست و پنجه نرم میکنند.
روایت واقعی بهروز
بهروز ۲۹ ساله است و حدود ۱۱ سال پیش تشخیص اختلال دوقطبی برای او مطرح شده است. او نزدیک به ۴ سال تحت درمان قرار دارد و در این مسیر، تجربههای دشواری از جمله مواجهه با افکار خودآسیبزننده را پشت سر گذاشته که خوشبختانه با نجات او پایان یافتهاند.
به گفته بهروز، بسیاری از علائم اختلال دوقطبی را در خود تجربه کرده و با گذشت زمان، شناخت بهتری از نوسانات خلقیاش به دست آورده است. او این مسیر را نوعی مبارزه مداوم میداند که با افزایش خودآگاهی، قابل مدیریتتر شده است.
در حوزه شغلی، بهروز توضیح میدهد که دورههای مانیا گاهی با ریسکپذیری بالا همراه بودهاند؛ موضوعی که هم باعث ضرر و هم زمینهساز موفقیت شده است. به باور او، شناخت بهتر خود نقش مهمی در استفاده درست از این انرژی داشته است.
بهروز تاکنون داروهایی مانند دپاکین، سرترالین، پاکسیل و لیتیوم را مصرف کرده، اما تأکید میکند که دارودرمانی تنها بخشی از درمان است و خودشناسی و آگاهی رفتاری نقش اساسی در کنترل اختلال دوقطبی دارند.
معرفی سریال با کارکتر دارای اختلال مانیا
از زمان پخش سریال Shameless در سال ۲۰۱۱، این مجموعه با نمایش صادقانه و بیتکلف زندگی ایان گالاگر، شخصیتی که مبتلا به اختلال دوقطبی است، توانسته توجه بسیاری از مخاطبان را جلب کند. کامرون موناگان با بازی درخشان خود، فراز و نشیبهای خلقی ایان را بهگونهای به تصویر کشیده که هم واقعی و هم باور پذیر است.
سریال نشان میدهد که زندگی با دوقطبی چگونه میتواند شامل دورههای طولانی افسردگی باشد که فرد حتی توان بیرون آمدن از رختخواب را ندارد، و در مقابل، دورههای شیدایی با رفتارهای پرخطر و افزایش فعالیت جنسی باشد. نکته قابل توجه، حمایت خانوادهای است که به خوبی با این اختلال آشنا هستند؛ از جمله مادر غایب خانواده، مونیکا، که خود نیز با اختلال دوقطبی دست و پنجه نرم میکند.
سوالات متداول (FAQ)
نشانه های مانیا یا شیدایی چیست؟
افزایش شدید انرژی، کاهش نیاز به خواب، تکانشگری، گفتار سریع، افزایش اعتماد به نفس، افکار پرشتاب و انجام رفتارهای پرخطر.
تفاوت نشانه های افسردگی با مانیا چیست؟
افسردگی با خلق پایین، کاهش انرژی، خستگی، بیانگیزگی و کاهش علاقه مشخص میشود، در حالی که مانیا شامل خلق بالا، انرژی زیاد و رفتارهای پرانرژی و گاهی تکانشی است.
تفاوت مانیا و هیپومانیا در چیست؟
مانیا شدت بیشتری دارد، علائم آن شدیدتر و طولانیتر است و عملکرد روزمره را بهطور قابل توجهی مختل میکند، اما هیپومانیا خفیفتر بوده و معمولاً باعث اختلال جدی نمیشود.
منابع:
https://psychcentral.com/bipolar/mania-vs-hypomania

